تبليغاتX
بوستان ادب

بوستان ادب

ادیب است ادب من در عجبم که چرا بی ادبم !

یک مناظره ی انتخاباتی شاعرانه

مناظره ی شاعرانه داغ انتخاباتی

سلام

میدونم بحث انتخابات داغه

میخوام از مناظره ی شاعرانه بین دو کاندیدای محبوب در بین مردم براتون بنویسم که خواندنش خالی از لطف نیست

میدونید که رنگ سبز میر حسین موسوی در انتخابات یکی از زیباترین کار های انتخاباتی اوست

در برابر این رنگ سبز شعارهای مخالفان و موافقان که در قالب  اس ام اس میومد اینگونه شاعران به طرفداری از کاندیدای خود پرداختند

بعضی ها گفتند:

سیدی تنها به رنگ سبز نیست/هیچ دانی مادر سادات کیست؟

سبز یعنی عشق تا شور وبلا/ با حسین وفاطمه در کربلا

طالب سبزم نه این سبز ریا/سبز هم بازیچه شد  مهدی بیا

در جواب شنیدند:

سبز ما سبز ریا وکینه نیست/کینه ورزی سیره ی آیینه نیست

سبز ما بوی پیامبر میدهد/بوی روح الله و رهبر میدهد

سبز ما یاد آور نسل نبی است/ یک مثالش میر حسین موسویست

به امید دیدار

                                                                        امیدوارم همیشه سبز باشید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:30  توسط amid M  | 

قدرت اندیشه!!

قدرت اندیشه


پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود
.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 21:12  توسط amid M  | 

مسلمانان ویهودیان از نظر بازیگران هالیوود!!!

مسلمانان_اسرائیل

 

به نام خدا

در این پست نظر بازیگران هالیوودی در مورد اسلام ویهودیت گذاشته شده.

نظرات آنان را بخوانید وببینید شما برای چه کسانی در هالیوود ارزش قایل میشوید وآنان به شما چه ارزشی     می دهند

لطفا نظراتتونو بعد از خوندن این مطالب بیان کنید...

 
نظر برخی از هنرمندان
   muslims_israel
 
 
 muslims are not terrorists
 
 
 muslims are not terrorists
 
 
 muslims are not terrorists
 
 muslims are not terrorists

 

سلامت و شاد و موفق باشید
در پناه خالق بی همتا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:24  توسط amid M  | 

عکس هایی زرد رنگ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام
زیاد نمیگم
چون اینقذر رنگ زرد خوشرنگ میبینید که جای گفتن نیست
 
 
 برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران  <WwW.KoCHoLo.Org>               برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران  <WwW.KoCHoLo.Org>
 
 برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران  <WwW.KoCHoLo.Org>              برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران  <WwW.KoCHoLo.Org>
 
 
اگه خوشتون اومده بقیش در ادامه مطالب:
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:12  توسط amid M  | 

عشق

درک عظمت عشق

در جزيره اي زيبا تمام حواس آدميان، زندگي مي کردند: ثروت، شادي، غم، غرور، عشق و ...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي با شکوه جزيره را ترک مي کرد کمک خواست و به او گفت:" آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟"
ثروت گفت: "نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد."
پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست.
غرور گفت: "نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد."
غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به او گفت: " اجازه بده تا من با تو بيايم."
غم با صداي حزن آلود گفت: " آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم."
عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد. آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: "بيا عشق، من تو را خواهم برد."
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد "علم" که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: " آن پيرمرد که بود؟"
علم پاسخ داد: "زمان"
عشق با تعجب گفت: "زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟"
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: "زيرا تنها زمان است كه قادر به درک عظمت عشق است."

گذشت زمان بر آنها که منتظر می‌مانند بسیار کند، بر آنها که می‌هراسند بسیار تند، بر آنها که زانوی غم در بغل می‌گیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی می‌گذرانند بسیار کوتاه است. اما بر آنها که عشق می‌وزند، زمان را هيچگاه آغاز و پایانی نیست چرا كه تنها زمان است كه مي تواند معناي واقعي عشق را متجلي سازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 22:41  توسط amid M  | 

شرط استخدام!

شرط استخدام يك شركت!

شرط استخدام

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند، یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم یا آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید. پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید!

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد:
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد..
شما باید پزشک را سوار کنید، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید..
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 21:13  توسط amid M  | 

راستگو یا دروغگو؟؟؟!!!

۱۰ جمله فراموش نشدنی ازسیاستمداران بزرگ امریکا

1- من یک دروغگوی کلاش نیستم! (ریچارد نیکسون) در 17 نوامبر 1973 وی با گفتن این جمله هرگونه مشارکتی در رسوایی واترگیت را تکذیب کرد. همین تکذیب نیکسون را مجبور به دفاع بی پایان از این ماجرا کرد.. اما واقعیتش اینه که اون یک دروغگو بود!.....


۲- من با اون زن رابطه جنسی نداشتم! (بیل کلینتون) وی با این جمله تنها یک چاه بزرگ برای خودش نکند. بلکه یه بولدزر برداشت، با اون یک چاه عمیق کند، بولدوزر را با خودش داخل چاه برد، مواد منفجره به بولدوزر بست، سپس بولدوزر و خودش را منفجر کرد


   ۳- ببینید من چی می گم: مالیات جدیدی نخواهیم داشت! (جرج بوش پدر) وی این جمله را در سال 1988 و در کمپین ریاست جمهوری به کار برد. وقتی وی پس از رییس جمهور شدن خلاف این جمله عمل کرد و مالیاتهای جدید وضع کرد، بیل کلینتون رقیبش در سال 1992 با استفاده از این جمله بوش در فعالیتهای انتخاباتی، بارها به بوش پدر حمله کرد
4- بنیانهای اقتصاد [امریکا] محکم هستند. (جان مک کین) وی در حالی این جمله را در کمپین انتخاباتیش به کار برد که اقتصاد متزلزل امریکا ساعاتی پس از این جمله شاهد ورشکسته شدن بانک معظم برادران لیمن بود


  5- من به بسیاری از زنان نگاه شهوت آمیز داشته ام.. پس من بارها درقلبم زنا کرده ام! (جیمی کارتر) وی این جمله را در مصاحبه پرسروصدایش با مجله PlayBoy گفت


  Mark Foley

   - این شرم آوره که یک شخص با این موقعیت و این ظرفیت بالا، همه چیز را فقط به خاطر اعتیاد جنسی توی فاضلاب بندازه (مارک فولی)
نماینده جمهوری خواه امریکا این جمله را درمورد کلینتون و ماجرای رسوایی جنسیش به کار برد. اما جالب اینجا است که چتد وقت بعد، خودش به دلیل یک یک رسوایی جنسی به زیر کشیده شد


  7- ما دیگه دنبال یک جنگ بزرگتر نیستیم! (پرزیدنت لیندن جانسون)
وی این جمله را بعد از حادثه خلیج تانکین (ویتتام) به مردم گفت به این معنی که در اون حادثه ویتنام نیروی تهاجمی بوده و امریکا تنها در مقابل حمله واکنش نشون داد. در حالی که بعدها خلاف این قضیه ثابت شد


  8- این بستگی به این داره که معنی کلمه "است" چی باشه! (بیل کلینتون) وی با گفتن این جمله ابعاد جدیدی به علم تجزیه کلمات داد! کلینتون این جمله را در شهادت خود برای دادگاه به کار برد و پیش از آن مردم امریکا نمی دانستند که بیش از یک معنی برای کلمه "است" هست!


  9- بنیان تجارت امریکا که بر مبنای تولید و توزیع کالا است، رونق خوبی داره. (پرزیدنت هربرت هوور) این جمله مشهور را پرزیدنت هوور در سال 1929 گفت. چهار روز بعد، بازار بورس سقوط کرد، رکود شروع شد و هوور یک مضحکه شد! و حالا همه این اتفاقها عینا برای مک کین اتفاق افتاده


10- می دونی چیه؟ من همیشه در شگفت بودم از اون دستگاه ضبط صدا. ولی خفن خوشحالم که ما اون را داریم، مگه نه؟ (ریچارد نیکسون) وی این جمله را به خلافکار همدستش توی ماجرای واترگیت گفت. تنها چند هفته بعد، سنای امریکا محاکمه نیکسون را که به طور سراسری در تلویزیونهای کشور مخابره شد آغاز کرد. اوه! نیکسون، خیلی احمقی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:18  توسط amid M  | 

تربت امام حسین به روایت امامان

تربت حسین علیه السلام

 

 امام صادق عليه السلام فرمودند:
حضرت فاطمه عليها السلام به كسانى كه از شما به زيارت سيدالشهدا عليه السلام روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ايشان ...

 نقل از كامل الزيارات

برای دیدن کامل روایات به ادامه مطالب رجوع کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 18:28  توسط amid M  | 

اس ام اس ویژه محرم

 اس ام اس ويژه محرم

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيدبراي
 خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد


آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست .....


در ادامه مطالب
اس ام اس های مربوط به محرم را آمده
برای دوستان خود بفرستید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:49  توسط amid M  | 

دل ندارین نگاه نکنید

سلام

تصاویری از غزه وجنایات صهیونیست در ادامه مطالب آمده است

 
 

خواهشا افرادی که نمی توانند نگاه نکنند...

 

دامه عکس ها در ادامه مطالب...

سخن روز :

ساعتي در خود نگر تا كيستي                   از كجائي وز چه جائي چيستي
در جهان بهر چه عمري زيستي                 جمع هستي را بزن بر نيستي 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:41  توسط amid M  | 

نمیدونم چرا با دیدن این مادرا اشک توی چشمام جمع میشه

همايش شيرخوارگان حسيني در مصلي تهران

 

با دل های رعوف خود به این ادامه این عکس ها در ادامه مطالب  نگاه کنید

ونظرات خود را در برگه دان احساس بی اندازید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 17:31  توسط amid M  | 

ای بابا

سلام

دیر اومدم ولی نو اومدم

بذارید از مشغله ها کمتر صحبت کنین

اکثرتون مهمترین اتفاق های پیش آمده را میدانید

اصلا برای دوری از همین دغدغه ها میایم تووب ها چرخی میزنیم!

از بحث داغ لنگه کفش میخوام چند تا عکس از مسابقات پرتاب لنگه کفش نشونتون بدم

قبل از اون پیشاپیش سالگرد زلزله ی بم را به همه ی هموطنان عزیزم تسلیت میگم

این عکس ها از دانشجوهای دانشگاه شاهد گرفته شده ومیبینیم که دانشجوها خودشونو دربرابر وقایعی مانند حضور آمریکایی ها علی الخصوص بوش در ایران آماده میکنن!

مسابقه برخورد دقیق لنگه کفش به وسط صورت...!

مسابقه پرتاب لنگه كفش به بوش در دانشگاه شاهد

مسابقه پرتاب لنگه كفش به بوش در دانشگاه شاهد       پایدار باشید»نظرم بدین جای دوری نمیره!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 23:0  توسط amid M  | 

تبریک

                          ولادت امام رضا علیه السلام مبارک
 
به نام خدا
 
 
ولادت امام رضا بر عموم مسلمانان مبارک
 
 

  امام رضا عليه السلام فرمود: رحمت خدا بر کسي باد که امر ما را

 زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟


 حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد

 
الهم صل علی محمد و آل محمد
 
امام رضا-ع:

هرگز بر کسي خشم نگير، از کسي چيزي مخواه و هرچه

براي خودت مي خواهي براي ديگران نيز بخواه.
 
 
الهم صل علی محمد و آل محمد
 
امام رضا-ع:

خداوند، پر حرفي و تلف کردن ثروت و اظهار نياز کردن
زياد از همنوعان را دشمن مي دارد.
 

 

 
زندگی را سخت نگیریم و برای امروز زندگی کنیم

  زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که

 نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف

 امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب

 

سلامت و شاد و موفق باشید
در پناه آفریدگار یکتا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:36  توسط amid M  | 

بازگشت عليرضا با داستان هاي عبرت آموز

سلام خيلي وقت بود كه نبودم .نميدونم اصلا...

از عميد تشكر ميكنم كه تو اين مدت وبو سر پا نگه داشت.

اينم از ويژگي وبلاگهاي گروهيه ديگه.

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irاگه يه كوسه اينطوري دنبالت گنه چه ميكني؟

البته اين ربطي به مطالب نداره .

نظر بدياااااااااااااااااااااا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 16:40  توسط   | 

جانمان را به چه بهایی میدهیم بر باد!!!

سلام

یک سبد امیدواری و خوشحالی براتون آرزو میکنم وامیدوارم از دغدغه های همیشگی مهر ماه کم کم بیرون آمده باشید

 روزای پربرکت قدر و عید فطر و جشن عاطفه ها که تمام شد وخوشا به حال آنانی که در این ایام به جستجوی خویشتن وبه کمک دیگران شتافتند

من هم تو این روزا دل مشغولی های خودمو دارم و به عنایت های الهی ودعای خوب شما عزیزان مثل همیشه مدیونم.

 بگذریم

خیلی از ما امانت بزرگی از خدا گرفتیم ومدیون این امانت ها هستیم

دست سالم  پای سالم  گوش شنوا  چشمانی زیباو بینا  زبانی پرمهروگویا  بدنی وقالبی بی نظیر ولی خیلی از ما شاید اینارو نداریم که نمیدانیم یا داریم  و نمی فهمیم!!!

صحبت من با کسانی نیست که فکر میکنن کارشون تو همه چیز بیسته  صحبت من با کسانی هست که از قدرت هوشیاری شون میخواهند استفاده کنند

ای آدمهای هوشیار :چند سالی هست که از خودتون دور شدین فکر کنم این وموارد بالا تو ذهنامون کم رنگ شدن

مقاله ای میخوندم    خیلی متاسف شدم

ولی االان میگویم :خدایا شکرت که قبل از هرگونه حادثه ای منو متوجه ساختی!!!

بیاییم این مقاله رو از ادامه مطلب با هم بخونیم.......

راستی بابت دعاهاتون ازهمه ی شما ممنون وسپاسگزارم    باید به خاطر این کارها من دست تک تک شما عزیزان رو  ببوسم چرا که با این که پدر منو حتی یکبار هم ندیدین ولی بادلی پاک براش دعامیکنید  بی نهایت ازتون ممونم ومنو به خاطر اینکه نمیرسم به همه سایت هاتون سر بزنم وتک تک تشکر کنم عفو کنید

                                                                                         * التماس دعا*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:34  توسط amid M  | 

سوالات ماه رمضونی ومناجات با خدا

اول : سلام

دوم :  آرزوی سلامتی برای همه شما دوستان خوب

سوم : از این که برای پدرم دعا میکنید بینهایت ازتون سپاسگزار وممنونم واز خدا میخوام که به همه ی شما سلامتی عطا کنه و

چهارم : اینکه امیدوارم تو این ماه قشنگ ومبارک هرچی از خدا میخواهین آنچه را که به صلاحتونه به شما خوبان عنایت فرماید 

چند ماهی هست که من نیستم وشاید هم بیشتر از این ها نتونم بیام چون هنوز که هنوزه پدرم همونطوره و  دکترها در تشخیص سرطان وی درموندن

حتی دکترها در آلمان!

از همه ی شما عزیزان "التماس دعا " دارم

توی این مدت مدید باید از دوست خوبم علیرضا کمال تشکر رو داشته باشم چون با این که میدونم سخت در گیر سوز دلش هست ولی با نهایت تدبیر باز هم به بوستان میادو کم نمیذاره

ازت ممنونم علیرضا 

برای این پست دو تا مطلب میذارم یکی روی صفحه ودیگری داخل ادامه ی مطالب

در ادامه ی مطالب مطلبی با عنوان مناجات میذارم با چند آیه قشنگ ازجانب خدا

 و این مطلب که روی صفحه است   چندتا سوال سادست ازخودتان در باره ی این ماه پربرکت رمضان

 

امیدوارم از هردو بهره مند شوید

 


با خدا ،برای خدا ،در ماه خدا

به  میهمانى خدا در ماه خدا دعوت شده ایم . بیایید در این ماه به این سوالات نیکو پاسخ دهیم :

 

- آيا اين روزها رفتارمان بهترخواهد شد ؟

- آیا گناهان و اشتباهاتمان را ترك خواهیم کرد؟

-  آيا عبادات و اخلاص ما بيشتر خواهد شد؟

- آيا در اين ميهمانى با ميزبان مهربانش حرف خواهیم زد؟

- آیا همکیشان ما از دست وزبان ما در آسایش خواهند بود؟

- آیا زبانمان را از دروغ و غیبت و تهمت و ناسزا خواهیم بست؟

- آیا کمی اخلاص را در کار هایمان وارد خواهیم کرد؟

- آیا چشمانمان را از نادیدنیها و گوشهایمان را از ناشنیدنیها خواهیم پوشاند؟

- آیا کمی به فکر تطهیر روحمان خواهیم افتاد؟

- آیا سعی خواهیم کرد نمازمان را کمی باحالتر بخوانیم؟

- آیا به قرآنهای خاک گرفته منازلمان سری خواهیم زد؟

- آیا با مسجد محلمان آشتی خواهیم کرد؟

- آیا دلهایمان را از هر چه کینه ونفاق و حسادت است خواهیم زدود؟

- آیا یکدیگررا به خاطر اشتباهات و کوتاهیهایمان خواهیم بخشید؟

- آیا در پی تکریم و احترام و جلب رضایت پدران و مادرانمان خواهیم بود؟

- آیا حاضریم در اعمال و رفتارمان بازنگری کنیم؟

- آیا در حد توانمان به فکر گره گشایی از مشکلات دیگران خواهیم بود؟

- آیا برای دیدار از خویشاوندانمان که مدتهاست از آنها بی خبریم وقتی خواهیم گذاشت؟

- آیا حاضریم کمی برای اصلاح رابطه خود و خدای مهربانمانم وقت بگذاریم؟

- آیا آن چیزهایی را که برای خود میپسندیم برای دیگران هم خواهیم پسندید؟

- آیا حاضریم کمی از خودخواهی هایمان دست برداریم؟

- آیا در حد بضاعتمان به فقرا و مستمندان شهر ودیارمانمان یاری خواهیم رساند؟

- آیا سعی خواهیم کرد در انجام وظایفمان مسئولانه و متعهدانه وبا وجدان آگاه عمل کنیم؟

-  وصدها آیای دیگرکه هر کس خود به خویشتن خویش آگاهتر است!

- در یک کلام آیا حاضریم از اینی که هستیم کمی بهتر باشیم؟

                                                 پس اگر مرد رهی ،بسم الله این گوی و این میدان

     آواز خدا همیشه در گوش دل است
 

                                           کو دل که دهد گوش به آواز خدا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:55  توسط amid M  |